گلچین گیلانی: شاعر خاطرات خوش کودکی

آن زمان که «باز باران، با ترانه، با گهرهای فراوان، می خورد بر بام خانه» را «شاد و خرم، نرم و نازک، چست و چابک»، با همکلاسی های خود با صدای بلند می خواندید، در واقع برگی از دفتر شعر دکتر سید مجدالدین میرفخرایی، متخلص به گلچین گیلانی را ورق می زدید؛ او همان کسی است که یکی از خاطره خوش روزهای دبستان را برای شما رقم زده است.

گلچین گیلانی جز نخستین شعرای سراینده شعر نو ایران است و اولین شاعر نوپردازی است که یکی از اشعارش در کتاب های دبستان به چاپ رسید. در داستان چاپ شعر باران او در کتاب دوره دبستان آمده است، که وزیر آموزش و پرورش وقت که به مطالب کتب درسی حساس بود و آنها را مطالعه می کرد، با دیدن یک شعر نو در کتاب درسی خواستار حذف آن شد. در واقع، وزیر معتقد بود از آنجا که شعر نو هنوز هم مخالفان زیادی در بین بزرگان حوزه ادبیات داشت، چاپ این شعر در کتاب درسی می تواند موجب مسخره شدن وزارت آموزش و پرورش شود.

در آن زمان، وزیر از دکتر صفا و دکتر خانلری خواست که در مورد این شعر قضاوت کنند و تایید آنها سبب شد که شعر باران اولین شعر نو ایران باشد که به کتب درسی راه یافته است.

زندگینامه گلچین گیلانی:

مجدالدین در سال 1288 در شهر رشت، در خیابان سبزه میدان، از مادری اصفهانی و پدری زاده تفرش، به دنیا آمد. پدرش بعدها منشی میرزا عبدالله خان وزیر و مستوفی حاکم تبریز شد و پس از مدتی به فرمانداری قم و سبزوار منصوب شد. گلچین گیلانی دوره دبستان را در رشت گذراند و همین خاطرات خوش کودکی و زادگاهش الهام بخش بسیاری از اشعارش گشت. وی برای دوره دبیرستان به مدرسه سیروس و دارالفنون تهران رفت. وحید دستگردی و عباس اقبال آشتیانی از اساتید او در مدرسه دارالفنون بودند. شرکت در جلسات انجمن ادبی ایران و شاگردی استادان به نام سبب گشت که در حالی که هنوز دانش آموز بود دو شعر از وی در مجله فروغ شهر رشت منتشر شود. پس از آن، از سال 1307، مجله ارمغان، به سردبیری وحید دستگردی اشعار او را منتشر می کرد.

در سال 1312، پس از قبولی در آزمون اعزام دانشجو به اروپا، ابتدا در فرانسه و پس از آن در انگلستان مشغول تحصیل شد.

وی ابتدا در رشته زبان و ادبیات انگلیسی تحصیل کرد اما پس از مدتی به پزشکی تغییر رشته داد. ایده او برای این تغییر رشته این بود که خواندن رشته ادبیات انگلیسی در ایران نیز میسر می شود، پس حالا که رنج سفر را به خود داده است، بهتر است در رشته ای تحصیل کند که تحصیل در آن در ایران ساده نیست.

با آغاز جنگ جهانی دوم، ایران همه دانشجویان اعزامی خود را به کشور فراخواند، اما گلچین گیلانی از این کار امتناع کرد و تا پایان عمر در انگلستان زندگی کرد. در زمان جنگ جهانی دوم، به دلیل قطع بورسیه دانشگاه، برای تامین هزینه های زندگی مجبور شد که کارهای متفاوتی را تجربه کند از جمله، راننده آمبولانس، گویندگی فیلم و رادیو و ترجمه خبر و کتاب.

پس از پایان جنگ، وی تخصص خود را در رشته بیماری های عفونی و سرزمین های گرمسیری گرفت و کار خود را در این حوزه شروع کرد.

وی اشعار خود را از همان غربت برای مجلات ایران ارسال می کرد و علی رغم این دوری با شعرای به نام روزگار خویش در ارتباط بود. بزرگانی همچون محمد علی اسلامی ندوشن، صادق چوبک، هوشنگ ابتهاج، محمد زهری، پرویز خانلری و بسیاری از بزرگان شعر و ادب با او ارتباط داشتند. نمونه هایی از اشعار وی در محلات روزگار نو، جهان نو و سخن منتشر شد که عمدتا درباره طبیعت زیبا و منحصر به فرد گیلان سروده شده اند. اشعار چندی از او با موضوع ضد جنگ به یادگار مانده است که در بین سال های 1320 تا 1325 سروده شده اند.

وی هرچند از دورهمی ها و انجمن های شعرای ایرانی کیلومترها دور بود، اما اشعارش بر دیگر شعرا تاثیر داشت و عده ای از مشاهیر پیرو سبک او در شاعری بودند. شعرای مشهوری همچون محمد زهری و فروغ فرخزاد تحت تاثیر سبک او در شعر سرایی بوده اند.

از او چند دفتر شعر به یادگار مانده است که از این بین دفاتر «برگ»، «نهفته»، «مهر و کین» و «گلی برای تو» از همه مشهورتر هستند. دفتر نهفته دارای مضمون فلسفی است. دفتر شعر او با عنوان مهر و کین ترکیب بندی است که با ارجاع به داستان رستم و سهراب نوشته شده است. وی به جز پیشه پزشکی و شاعری، در نقاشی هم دستی داشت و زیر نقاشی هایش را Misasso امضا می کرد. به جز آن، گلچین گیلانی بخش هایی از هملت را به شعر برگرداند و نمایشنامه ناتمامی هم از او به جا مانده است.

شعر «باران» او مشهورترین شعری است که از او به یادگار مانده و در ذهن و جان هر کودک ایرانی نقش بسته است. با این حال، شاید ندانید که آنچه در کتاب چهارم دبستان خواندید، تنها گوشه کوتاهی از این شعر زیبا بوده است. این شعر در سال 1940 در لندن سروده شد و در مجله سخن به چاپ رسید. شعر باران، در قالب چهارپاره سروده شده و گونه‌ای از بحر طویل است. شعری که تعلیم نمی‌دهد و نصیحت نمی‌کند. شاعر کمتر حرف می‌زند و بیشتر فضاسازی می‌کند و تصویر می‌دهد. زبان این شعر بی‌نهایت ساده است. گویی ساده‌تر از آن، نمی‌توان از باران و گشت و گذار در جنگل گفت.

هیچ کس نیست که با شنیدن بیتی از این شعر، صدای تکرار پر هیجان ابیات آن در کلاس های دبستان را به یاد نیاورد و از یادآوری آن روزگار شیرین لبخندی روی لبانش نیاید. تصویرپردازی زیبای این شعر و تشابه بالای آن با حال و هوای کودکی سبب شد که تک تک کلمات آن برای کودکان شیرین جلوه کند. هنوز هم با شنیدن بیتی از آن، می توان چشم ها را بست و خود را پشت نیمکت های مدرسه تصور کرد. و از این رو، در حافظه جمعی ایرانیان، گلچین گیلانی به عنوان شاعر باران باقی ماند.

گلچین گیلانی در سال 1351 در اثر ابتلا به بیماری سرطان خون در شهر لندن درگذشت.

 

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید